سری تر از اون چیزی که فکرشو می کردم چه سری شب روز میشه
و روز شب اوج ناراحتی این شب و روزا اینه که نمیدونی باید چیکار کنی
فقط خیره شدی به ساعتت و داری تک تک ثانیه های که از دستت
میرنو تماشا میکنی خسته میشی از خیره شدن اخرشم میگی بیخیال
کسی جلو دار زمان نیست نمیتونی ترمز زمانو بکشی
دوست داری هر زمانت هر لحظت هر ثانیه از زندگیت تکراری نباشه
دوست داری شب و روزای که سپری می کنی مثل هم دیگه نباشن
ولی هستند .
ولی غصه نخور دنیا دو روزه.....
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان