بعضی شبا دلم بدجور میگیره یه جور کلافه گیه .دلم از خودم میگره از ادما
خدا جون خودت میدونی دلم بیشتر از کی میگیره خدا جون میشه بهش بگی
از دلم بره نه بهش نگو اگه اون از دلم بره که نفس کشیدن برام غیر ممکن
میشه خدایا چیکار کنم دلم خیلی پره خودت که بهتر میدونی خدایا نمیدونم
چیه ولی هر چی هست جلوی نفس کشیدنمو گرفته .خداجون می خوام
یه چیزی بگم ولی از دستم ناراحت نشو بعضی وقتا یه جوری دلم میگیره
که با خودم میگم من واسه چی زنده بمونم یه راه نشونم بده وقتی
وقتی می خوابم بخاطر کی چشمامو باز کنم خدایا کی واسه این زندگی
بهم یه دلیل نشون میده هیچ کس خداجون ادما با این همه غم و غصه و
دلتنگی چچوری زندگی می کنند خدایا دلم خیلی براش تنگ شده خودت که
بهتر میدونی من با این دلتنگی با این غم چچوری زندگی کنم یه دلیل بهم
بگو دلیل برای زندگی کردن بهم بده وگرنه دیوونه میشم این دیگه واسه من
خیلی زیادیه هر کسی رو دوست داشتم یه جوری تنهام گذاشت یا دوسم
نداشت فقط من موندم تک و تنها شدم مثل یه ادم بدون محبت و دیوونه
که یجا مونده .خداجون از دستم ناراحت نشو میدونم با وجود همه گناها
با وجود همه بدی ها با وجوده همه نخوندن ها خداجون میدونم بنده ی
خوبی نبودم با وجود همه ی اینا بخشیدی و همیشه کنارم بودی
خدا جون میدونم هیچ وقت تنها نیستم چون تو هستی و تو دلیل همه ی
زندگی ما هستی ولی بعضی وقتا ادم خسته میشه .....واسه همین دلش
از همه چی میگیره .خدایا ببخش ...خدا جون میدونم دنیا جای خیلی قشنگیه
زندگی کردن خیلی قشنگه علارغم همه چیز علارغم همه دوست نداشتن
هاو سختی ها و همه غم و غصه ها علارغم همه چیز های بد زندگی کردن
خیلی قشنگه برای همین باید به زندگی کردن فکر کنیم برای همین باید زنده
بمونیم و باید این زیبایی هارو ببینیم.
خدایا ببخش ......فقط یکم خسته بودم بنویسم به پای ندونیم و نفهمیم
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان