خرید بک لینک

به خدا گفتم :اگر سرنوشت مرا نوشته ای چرا دعا کنم 

خدا گفت: شاید نوشته باشم هر چه دعا کند ......

به خدا گفتم :بیا جهان را قسمت کنیم آسمون واسه من ابراش واسه تو 

دریا مال من موجش واسه تو ماه مال من خورشید مال تو 

خدا خندید و گفت :بندگی کن همه دنیا مال تو من هم مال تو 

به خدا گفتم:درب آرزوهایم را قفل کردی و کلیدش را هم پیش خود نگه داشتی

خدا در جواب گفت:همه ی عشقم این است به هوای این کلید هم که شده 

گاهی به من سر بزنی 

به خدا گفتم می ترسم و دلگیرم

خدا گفت :بنده ی من با وجود من چرا غمگین و نگرانی؟

حتی اگر طناب طاقتت به باریکترین رشته رسید 

نترس من هستم .

برچسب: نویسنده: رضا حیدریان تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 21:33

صفحه بندی